
مجنون جوانیم را با چکمه هایی گل آلود ،
می پیمایم. شاخه های درختان آفت زده، دستگیر آگاهیم. تو در انتظار دسته گلی من در بیابان خشک هنوز فاصله ها را می پیمایم، با پاهایی که بوی گل و خون می دهند. تو در اوج شکوفاییت تنها نشسته ای. دستانت التماس انگشتان پینه بسته ام را دارند، یقین داری که اتفاقی نخواهد افتاد و من ،سنگ های آسمان را می شمارم یکی یکی بر سرم می ریزند. در فوران جوانیم مرا می سایند. در چمنزار تنها خار روییده و چشمانم به دنبال گلی برای تو، خشکید. مجنون\r\nمحمد نیک زاده ارسال شده در مورخه : جمعه، 1 مرداد ماه، 1389 توسط mnikzadeh
مرتبط باموضوع : قلم ( کاری از محمد نیک زاده) [ يكشنبه، 16 خرداد ماه، 1389 ] 889 مشاهده
یا علی (میلاد مولود کعبه بر شیعیان مبارک) [ پنجشنبه، 3 تير ماه، 1389 ] 553 مشاهده
شهيدان ( شعری از احمد شاهرخ) [ پنجشنبه، 27 خرداد ماه، 1389 ] 451 مشاهده
سایه [ يكشنبه، 4 مهر ماه، 1389 ] 850 مشاهده
شعری از وحید پور زارع (شاعر معاصر) [ سه شنبه، 4 خرداد ماه، 1389 ] 1199 مشاهده
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
|