
از شنبه تا جمعه ما(شعری از سیمین پاشا)بین اینهمه هیاهو و ولوای شنبه تا جمعه ما
چیزی نیست
جز هزار آسمان آرزو های بی رنگ و رو .
من تو می شوم
تو من می شوی
ولی دریغ از یک بار رسیدن به یک سمت و سو .
تو در اوج خواستن های خودت
من در نفس های واپسین ِ بودن های خودم .
در این روز های داغ
جز نگاهی تب دار
جز یک بدن داغ از آفتاب
و چشم هایی نم دار
جز یک خروار فریاد و
یک شیون پر آزار
چیزی نیست که بدانیم
شعری نیست که بخوانیم
و تو هر روز دور تر از من شده ای
و شاید بی چاره یک تن شده ای
و همین است
شنبه تا جمعه ما .
* سیمین * سیمین پاشا ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 27 تير ماه، 1389 توسط mnikzadeh
مرتبط باموضوع : رباعی [ جمعه، 24 ارديبهشت ماه، 1389 ] 525 مشاهده
رباعی [ يكشنبه، 26 ارديبهشت ماه، 1389 ] 565 مشاهده
همسایه! بیا نقش یک آبی بکش [ چهارشنبه، 1 دي ماه، 1389 ] 723 مشاهده
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
|