
قلم ( کاری از محمد نیک زاده)قلم هنوز در حال پروازم اضطراب نشستن قلبم را می فشارد وشوقی آبی در میدان دیدم می رقصد. وقتی به زمین نزدیک می شوم پنجره هواپیما چقدر کوچک می نماید. یک پلک بر هم زدن. دلم برای آسمان تنگ خواهد شد. به زمین می اندیشم خواهم نشست و از دور ابرها را خواهم شمرد در انتظار آسمانی دوباره معانی را نقاشی خواهم کرد. و منشا نوشتن را محکم در آغوش خواهم گرفت تا به پروازی دوباره برسانم دلم را.
محمد نیک زاده محمد نیک زاده شعر آزاد قلم ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 16 خرداد ماه، 1389 توسط admin
مرتبط باموضوع : چشم هایم زیر بار نمی رود [ دوشنبه، 20 ارديبهشت ماه، 1389 ] 855 مشاهده
شعری از سیمین پاشا [ سه شنبه، 4 خرداد ماه، 1389 ] 802 مشاهده
یا علی (میلاد مولود کعبه بر شیعیان مبارک) [ پنجشنبه، 3 تير ماه، 1389 ] 553 مشاهده
شرم (شعری از محمد نیک زاده) [ يكشنبه، 23 خرداد ماه، 1389 ] 914 مشاهده
جنون (شعری از علی برادران راد) [ شنبه، 13 شهريور ماه، 1389 ] 323 مشاهده
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
|