


|
|
|
|
|
|
| غم هجر | 2 | 32 | mnikzadeh | |
| زیگرید کروزه | 2 | 12 | baradaran | |
| محمد نیک زاده | 77 | 900 | mnikzadeh | |
| محمد | 1 | 22 | mnikzadeh | |
| ارسال شعر | 3 | 130 | mnikzadeh | |
| ارسال شعر | 3 | 130 | mnikzadeh | |
| رضا براهنی | 0 | 48 | baradaran | |
| احمد شاملو | 135 | 746 | mnikzadeh | |
| نيلوفرانه | 1 | 88 | yellowroses | |
| شعر تمنا | 1 | 59 | mnikzadeh | |
| شعر تمنا-ارسال مجدد شعر در يك نگا | 1 | 56 | mnikzadeh | |
| ارسال مجدد شعر (در يك نگاه) با و ير | 0 | 44 | yellowroses | |
| شعر تمنا | 0 | 66 | yellowroses | |
| گالری عکسهای یاسمن | 147 | 1268 | mnikzadeh | |
| حکمت | 1 | 38 | mnikzadeh | |
| حکمت | 1 | 38 | mnikzadeh | |
| شهرزاد خادم | 0 | 56 | KATEBEH | |
| شهرزاد خادم | 0 | 56 | KATEBEH | |
| بی تو | 0 | 69 | mehran | |
| سید مهران برید سیدی نیک | 2 | 95 | mehran | |
|
|
||||
سنگ رها شده
بیش از دست من
نگران مقصدش است
این روزها
به آغوش تو می اندیشم
مهربان !
تصویر ماه را
بهم نزن
جنون به خانه من رسیده است.
آشفته خبر کـه مــن فرامـوش شـدم
خاکسـتر شـب که از لب بـام گذشت
دیــدم که هـزار دفعه خامـوش شدم
می پیمایم.
شاخه های درختان آفت زده،
دستگیر آگاهیم.
تو در انتظار دسته گلی
من در بیابان خشک
هنوز فاصله ها را می پیمایم،
با پاهایی که بوی گل و خون می دهند.
تو در اوج شکوفاییت
تنها نشسته ای.
دستانت
التماس انگشتان پینه بسته ام را دارند،
یقین داری
که اتفاقی نخواهد افتاد
و من ،سنگ های آسمان را می شمارم
یکی یکی بر سرم می ریزند.
در فوران جوانیم
مرا می سایند.
در چمنزار
تنها خار روییده
و چشمانم به دنبال گلی برای تو،
خشکید.
بین اینهمه هیاهو و ولوای شنبه تا جمعه ما
چیزی نیست
جز هزار آسمان آرزو های بی رنگ و رو .
من تو می شوم
تو من می شوی
ولی دریغ از یک بار رسیدن به یک سمت و سو .
تو در اوج خواستن های خودت
من در نفس های واپسین ِ بودن های خودم .
در این روز های داغ
جز نگاهی تب دار
جز یک بدن داغ از آفتاب
و چشم هایی نم دار
جز یک خروار فریاد و
یک شیون پر آزار
چیزی نیست که بدانیم
شعری نیست که بخوانیم
و تو هر روز دور تر از من شده ای
و شاید بی چاره یک تن شده ای
و همین است
شنبه تا جمعه ما .
* سیمین *
گوانتانامو
......................................

و ثانیه های قرمز تقاطع،
شرم را بر صورتم می چکاند.
ای کاش
سیگاری وجود نداشت!
تا چشمان کودکانه
با دستانی سیاه ،
در انتظار سکه ای
نمی ماند.
اضطراب نشستن قلبم را می فشارد
وشوقی آبی
در میدان دیدم می رقصد.
وقتی به زمین نزدیک می شوم
پنجره هواپیما چقدر کوچک می نماید.
یک پلک بر هم زدن.
دلم برای آسمان تنگ خواهد شد.
به زمین می اندیشم
خواهم نشست
و از دور ابرها را خواهم شمرد
در انتظار آسمانی دوباره
معانی را نقاشی خواهم کرد.
و منشا نوشتن را
محکم در آغوش خواهم گرفت
تا به پروازی دوباره
برسانم دلم را.
محمد نیک زاده
نفس نفس به درونت بکش هوایم را
و پر کن از نفست ذره ذره هایم را
نسیم باش و به بازی بگیر چون پر قو
شبانه ، گیسوی بر شانه ها رهایم را
اگر همیشه مرا بیم سرنگون شدن است
تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را
زنی به میل خودت آفریده ای از من
خودت به هم زده ای نظم آشیانم را
فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تورا به سجده در آیند یا خدایم را
من اختراع توام ، ثبت کن مرا که خدا
کنار رفت و پذیرفت ادعایم را
به اسم شهر تو تغییر می دهد یک روز
شناسنامه من ، اسم روستایم را
شغال های بیابان تمام شب تا صبح
مدام زوزه کشیدند رد پایم را
برای آن که بدانند من ازآن توام
به بوسه مهر بزن بین شانه هایم را

به خانه می آیم
با تکّه ای غروب
اتاق امّا پر از
کودک خیالی هاست
....
جهت مشاهده متن کامل شعر مهدی خطیبی(شاعرمعاصر) بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

دستم از پات خطا کند شعر می نویسم
پات که از دستم بگذرد
باز شاعرم
می خواهی بگویم این لنگر از ته دریا ستاره بیاورد ؟
...
التهاب زن
من پشت یک زن بودن چشم گذاشته ام
بازی قشنگیست
پشت یک التهاب قایم شو
شاید همانجا که چشم گذاشته بودم
چشم هایم جا بماند
و دیگر دست به جان خواستن های تو نکشیدم
*سيمين*
تو تبلور یک صدا بودی
تو انعکاس یک خدا بودی
در تو که غرق می شوم
غریق نجات نمی خواهم
در تو متولد که می شوم
بگذار کفر بگویم
دیگر خدا هم نمی خواهم
* سيمين *

| کل موضوعات | 144 |
| کل ارسال ها | 2907 |
| کل بازديد ها | 17810 |
| کل پاسخ ها | 2770 |
| کل اعضا | 30 |